ادامه مطلب
|
الماس
الماس سنگی است با ظاهر درخشان و دلفریب که به خاطر طرح و نقش و رنگ و ظاهر زیبایش بر تمامی جواهرات ارجحیت دارد . در کتب قدیمی از فوائد و برکات الماس مطالب زیادی وجود دارد . مردم هند تنها به صرف زینت از الماس استفاده نمی کنند ، بلکه عقیده دارند که همراه داشتن الماس باعث شادمانی آنها شده و راحت تر می توانند فکر کرده و مسائل خود را تجزیه و تحلیل نمایند .
معمولاً الماس بی رنگ است ، اما انواع دیگر الماس به رنگهای زرد ، سبز روشن ، زرد مایل به سبز ، سیاه مایل به سبز ، آبی ، خاکستری و سرخ و سیاه نیز موجود است . الماس از کربن خالص تولید می شود و در مقایسه با بقیه سنگ ها ، هیچ سنگی قابلیت برابری با آن را ندارد .
|
ادامه مطلب
يك تست شخصيت سنجي مفصل
ابتدا مطمئن شويد به اندازه كافي وقت داريد و مي توانيد فكرتان را متمركز نمائيد.
براي انجام اين آزمون بايد تصوير موقعيتهاي گفته شده را به ذهن بياوريد و خود را در آن موقعيت قرار دهيد. ابتدا با جنگل شروع مي كنيم.
.جنگل
خود را دريك جنگل مجسّم كنيد و به سوالات زير پاسخ دهيد:
آيا جنگلي كه در آن هستيد تاريك است يا روشن؟
الف) من خود را در جنگلي در روشنايي روز مي بينم.
ب) من خود را در جنگلي در شب مي بينم.
پ) من خود را در جنگلي در هنگام غروب،يا طلوع خورشيد مي بينم. نه كاملاً تاريك و نه كاملاً روشن.
آيا راهي در ميان جنگل وجود دارد؟
الف) بله
ب) نه
.فنجان
حال از شما مي خواهيم كه به ميان جنگل برويد.
فنجاني را مي بينيد. چه شكلي است؟
الف) فنجان به نظر من با ارزش مي آيد.
ب) فنجان به نظر من ارزش چنداني ندارد.
با آن چكار مي كنيد؟
الف) رهايش مي كنم و از كنارش مي گذرم.
ب) ار زمين برمي دارمش و سپس دوباره به زمين مي اندازمش.
پ) از آن استفاده مي كنم و سپس آن را همانجا رها مي كنم.
ت) بر مي دارمش و با خودم مي برم.
.آب
به راهپيمايي در جنگل ادامه مي دهيد تا به آبي مي رسيد.
آبي كه مي بينيد چه شكلي است؟
الف) گودالي است كه آب باران در آن جمع شده است.
ب) بركه
پ) رود كوچك
ت) رودخانه
ث) درياچه
ج) اقيانوس
آيا آبي كه مي بينيد جريان دارد؟
الف) بله (تند)
ب) بله (كند)
پ) نه (آرام و بيجنبوجوش)
ت) نه (كاملاً راكد)
آب چه عمقي دارد؟
الف) خيلي كم
ب) مي توانم در آن بايستم
پ) از قد من بيشتر است.
ت) خيلي عميق است.
بايد از آب عبور كنيد. چگونه اين كار را مي كنيد؟
الف) پياده به آب مي زنم يا شنا مي كنم.
ب) آن را دور مي زنم.
پ) از روي پل رد مي شوم.
ت) از قايق يا كشتي استفاده مي كنم.
.خرس
به راهتان در جنگل ادامه مي دهيد كه ناگهان با خرسي مواجه مي شويد.
چه نوع خرسي است؟
الف) يك خرس كوچولوي خوشگل
پ) يك خرس بزرگ و واقعي
آن خرس چكار مي كند؟ (نزديكترين گزينه را انتخاب كنيد.)
الف) خرس متوجه من نشده است.
ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازيهاي قشنگي مي كند.
پ) خرس متوجه من شده ولي با من كاري ندارد و سرگرم كار خودش است.
ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهديدآميز و ترسناكي به من نگاه مي كند.
ث) هيچكدام ... صاف دارد به طرف من مي آيد.
شما بايد به راهتان ادامه دهيد. با آن خرس چكار مي كنيد؟
الف) كار خاصي نمي كنم. خيلي كوچولو وخوشگل است و به فكر اين هستم كه آن را بغل كنم و همراه خود ببرم.
ب) به آن توجهي نمي كنم و راهم را ادامه مي دهم.
پ) قبل از آن كه مرا ببيند از آنجا دور مي شوم.
ت) بالاي درخت مي روم يا پنهان مي شوم.
ث) مي ايستم و با آن مقابله مي كنم. من پيروز خواهم شد.
ج) مي ايستم و مقابله مي كنم. كمي زخمي مي شوم.
چ) هيچكدام از اين گزينهها به انتخاب من نزديك نيست.
.ساحل
به راهتان ادامه مي دهيد تا به ساحلي مي رسيد.
چند نفر آدم در آنجا مي بينيد؟
الف) صدها و شايد هزاران نفر.
ب) 20 تا 100 نفر
پ) يكيا دو نفر
ت) هيچكس
فاصله شما از آنها چقدر است؟
الف) آنقدر نزديكند كه مي توان با آنها صحبت كرد.
ب) آنقدر نزديك نيستند كه بتوان با آنها صحبت كرد.
پ) يا خيلي دورند ويا هيچكس در ساحل نيست.
ادامه مطلب
بله شمس هوس کوه کرده بودندی، ای داد و بی داد ...
پنجشنبه یه هفته نامعلوم پاشدندی شال و کلاه کردندی که روندی قله های ... نه همین درکه خودمون ... رو فتح کردندی.
القصه، مولانا الاغ خودشو که همون جیمبو باشندی برداشتندی و راه افتادندی دنبال این شمس معلوم الحال یا معدوم الحال، نمی دونم والاه ننه چی بگم؟
وقتی رسیدندی به مرحله هفتم ... آسمانها، تو اون حال بی حالی، اگه گفتندی شمس چی خواستندی؟
آدامس بادکنکی؟
نه دیگه اینقدم شمس ما پرت نیست.
شاخه های نونهال بیدمشک و
گفت(شمس): مولانا دخترم روندی واسم آورندی که پرتت کنندی پله هشتم و اندی(می خواست پارتی مون بشه ها) و آقا جونم گفتندی که مولانای دربدر (منظور دربدر پیتزا نیست کیفیت نداره) رفتندی که بیاورندی خواسته استاد را.
در بین راه تقلب هم نمودندی از ممد آقا کمک خواستندی چون شاخه ها سخت چیده شوندی. صداقت مولانا منو کشتندی. چون ابراز کردندی که ممد آقا بودندی نه من... (بابا جون ناخنها را تازه فرنچ کرده بودم)
از آن پس استاد گشنه گشتندی (آدمی دیگه)و به دیار باقی ...نه!! نه!! آومدندی پایین آش و ماش رشته بخورندی... این چنین بودندی ماجرای مولانا و شمس
پس از آن تا مدتی مولانا شمس را ندیدندی چوناکه آنگونه سرش را شیره مالیدندی و فرستادندی دنبال نخود سیاه و به او آش ندادندی ...
این هم شاهدش:
ادامه مطلب رو ببین
ادامه مطلب
برگشتن به دوران جنيني و شنيدن انحصاري لالائي قلبِ مادر در تنهائي محض.
سکوت در مکالمه تلفني، يعني ترديد يا مزاحمت، يا شرم.
هر سکوتي، سرشار از ناگفته ها نيست، بعضي وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته
هااست.
ادامه مطلب


پس بریم بخونیم ایما خانم دندون پزشک ما چی واسم فرستاده
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسي است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشواري نيست. كافي است كمي به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد كه بتوانيد امتيازهايي كه گرفته ايد را جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:
1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب
۲) معمولاً چگونه راه مي رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاي بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاي كوتاه ولي تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سري صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير،
ه- - خيلي آهسته
۳) وقتي با ديگران صحبت مي كنيد؛
الف _ مي ايستيد و دست به سينه حرف مي زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مي كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مي گذاريد،
د _ دست به شخصي كه با او صحبت مي كنيد، مي زنيد،
ه _ با گوش خود بازي مي كنيد، به چانه تان دست مي زنيد يا موهايتان را صاف ميكنيد
۴) وقتي آرام هستيد، چگونه مي نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاي صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگري خم
۵) وقتي چيزي واقعاً براي شما جالب است، چگونه واكنش نشان مي دهيد؟
الف _ خنده اي بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك
۶) وقتي وارد يك ميهماني يا جمع مي شويد؛
الف _ با صداي بلند سلام و حركتي كه همه متوجه شما شوند، وارد مي شويد
ب _ با صداي آرامتر سلام مي كنيد و سريع به دنبال شخصي كه مي شناسيد، مي گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مي شويد، سعي مي كنيد به نظر سايرين نياييد
۷) سخت مشغول كاري هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلي يا شخصي آن را قطع مي كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضي هستيد و از آن استقبال مي كنيد
ب _ بسختي ناراحت مي شويد
ج _ حالتي بينابين اين ۲ حالت ايجاد مي شود
۸) كداميك از مجموعه رنگ هاي زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجي
ب- سياه
ج- زرد يا آبي كمرنگ
د- سبز
ه- آبي تيره يا ارغواني
و- سفيد
ز- قهوه اي، خاكستري، بنفش
۹) وقتي در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتي دراز مي كشيد؟
الف- به پشت
ب- روي شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمي خم و دايره اي
د- سر بر روي يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...
۱۰) آيا شما غالباً خواب مي بينيد كه:
الف- از جايي مي افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسي يا چيزي هستيد.
د- پرواز مي كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمي بينيد.
و- معمولاً خواب هاي خوش مي بينيد
ادامه مطلب
باز من تنهام چرا وقتی منتظر کسی یا چیزی هستی نمی یاد؟
جهان از آن من است .و توجهی به قارچهای خود رو که گاهی می رویند نمی کنم هوا، عشق، دنیا مال من است.
این راسته؟ سهم من کو؟
- Self Management or Time managementمديريت زمان موضوعي است كه همه ما چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفه اي براي كسب موفقيت به آن نياز داريم. مفهوم مديريت زمان، مديريت بر زمان نيست بلكه مديريت بهينه برنامه ها و فعاليتهايي است كه در بستر زمان صورت مي پذيرد. حتي با مديريت زمان هم پي خواهيم برد كه نمي توان هر كاري را سر وقت انجام داد، اما برخي از كارها وجود دارند كه بايد سر وقت انجام شوند و كارهايي هستند كه مي توان به تاخير انداخت ، بنا براين زماني مي توانيم يك مديريت زمان ايجاد كنيم كه واقعاً بدانيم چه انتظاري از زندگي خود داريم. به يك تعبير مديريت زمان در واقع همان مديريت بر خويشتن است و جالب است بدانيد مهارتهايي كه ما براي اداره كردن ديگران نيازمنديم همان مهارتهايي است كه براي اداره كردن خود نيازمنديم مانند توانايي و مهارت در برنامه ريزي، تفويض اختيار، سازماندهي، رهبري و كنترل.
(Time management ) or (Self Management)
مديريت زمان یا مدیریت شخصی (مدیریت فعالیتها و برنامه ها)
چكيده:
اگر وقت و زمان، گرانبهاست، بخاطر ارزشمند بودن انسان است و الا چگونه مي تواند بخودي خود ارزشمند باشد؟ در اين صورت با ما موافق خواهيد بود اگر بگوئيم: اي انسان! وقت طلا نيست؛ تو گرانبهاتريني..در اينجا مي خواهيم با مفهوم صحيح "مديريت زمان" آشنا شويم كه مقصود از آن مديريت بر زمان نيست؛ بلكه مقصود مديريت بهينه برنامه ها و فعاليتهايي است كه در بستر زمان صورت مي پذيرد.
بر اين اساس با فراگيري آموز ه هاي "مديريت زمان" به مديريت شخصي(Self Management ) در ارتباط با زندگي فردي و سازمان دست مي يابيم.بنابراين رويكرد، "زمان" عاملي است با قابليت انعطاف نامحدود براي دسته بندي بهينه فعاليتها كه مي تواند در خدمت افزايش توانمندي انسان قرار گيرد.
مقدمه:
مديريت زمان موضوعي است كه همه ما چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفه اي براي كسب موفقيت به آن نياز داريم. مفهوم مديريت زمان، مديريت بر زمان نيست بلكه مديريت بهينه برنامه ها و فعاليتهايي است كه در بستر زمان صورت مي پذيرد. حتي با مديريت زمان هم پي خواهيم برد كه نمي توان هر كاري را سر وقت انجام داد، اما برخي از كارها وجود دارند كه بايد سر وقت انجام شوند و كارهايي هستند كه مي توان به تاخير انداخت ، بنا براين زماني مي توانيم يك مديريت زمان ايجاد كنيم كه واقعاً بدانيم چه انتظاري از زندگي خود داريم. به يك تعبير مديريت زمان در واقع همان مديريت بر خويشتن است و جالب است بدانيد مهارتهايي كه ما براي اداره كردن ديگران نيازمنديم همان مهارتهايي است كه براي اداره كردن خود نيازمنديم مانند توانايي و مهارت در برنامه ريزي، تفويض اختيار، سازماندهي، رهبري و كنترل .
"موفقيت در مديريت زمان وابسته به تشخيص كارهاي مهم است "
راههاي كسب موفقيت در مديريت صحيح زمان:
· از كارهاي غير مهم صرف نظر كنيم
· كارها را اولويت بندي كنيم
· راهزنان وقت را بشناسيم
· راههاي ايجاد وقت را ياد بگيريم
راهزنان وقت عبارتند از:
- صحبتهاي كم اهميت
- مطالعه مطالب كم اهميت و غيرضروري
- تلفنهاي غير ضروري
- نداشتن انضباط كاري
- سستي و بي ارادگي در تصميم گيري
- ناتواني " نه " گفتن به خواسته هاي نابجا
- نداشتن تمركز حواس
- عادت امروز و فردا كردن
- قبول و يا تحميل بيش از حد مسئوليت و كار
- عدم برنامه ريزي مناسب
راههاي ايجاد وقت عبارتند از:
· زنده كردن وقت مرده
· انجام كارها به طور همزمان
· تنظيم كردن وقت خواب
· عقب انداختن كارهاي غير مهم
· " نه " گفتن به درخواستهاي غير مهم
مزاياي استفاده از مديريت زمان:
· با مديريت زمان تعيين مي كنيد كه كدام يك از كارهايي كه انجام مي دهيد مهمتر است اين عمل كمك مي كند به برخي از فعاليتها اولويت زيادي داده و برخي از فعايتها را حذف كنيد
· مديريت زمان كمك مي كند كه از طريق حذف مزاحمتها و فعاليتهاي غير ضروري مدت زماني را كه واقعاً كار مي كنيم افزايش دهيم
· مديريت زمان موجب كاهش استرس شده و همين امر موجب بهبود سلامت روحي و جسمي مي شود
چگونه از وقت خود بيشترين بهره را ببريم؟
· هرچه هدفها شفاف تر باشد، كارايي در رسيدن به آنها بيشتر مي شود
· اولويتهاي حقيقي خود را در زندگي و كار تعيين كنيد
· برنامه ريزي كنيد: هر دقيقه برنامه ريزي برابر با10 دقيقه صرفه جويي در انجام كار است
· قبل از شروع كار، مقدمات آن را فراهم كنيد
· تمرين مرتب مهارتها باعث كاهش زمان انجام كار و افزايش كارايي مي شود
· استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت كنيد
· خود را تحت فشار قرار دهيد تا كارهاي بيشتر و بهتري را در مدت زمان كمتر انجام دهيد و بدين ترتيب به شخصي كارآمد تبديل خواهيد شد
· همواره فردي خوشبين و سازنده باشيد
· در مكالمهها با سماجت به مطالب اصلي بپردازيد. به عنوان مثال با گفتن اين عبارات «آنچه را كه بايد درباره آن بحث كنيم اين نكته است» يا «يك مورد ديگر قبل از اين كه شما برويد» كه نشان ميدهد شما ميخواهيد گفتگو را تمام كنيد.
· افراد پرگو را با گفتن اين عبارت متوقف كنيد: «من چه كاري ميتوانم براي شما انجام دهم؟»
يك شوخي كوچك را تجربه كنيد: وقتي شخصي ميگويد امكان دارد يك دقيقه وقتتان را بگيرم؟ بگوييد حتماً و با خنده زمانسنج را براي اندازه گيري يك دقيقه تنظيم كنيد.
كلام آخر :
دستيابي به موفقيت در زندگي منوط به اجراي اصل " حذف و انتخاب " است ، انتخاب بين فعاليتهاي با ارزش و فعاليتهاي بي ارزش . طبق قانون 20/80 سعي كنيد از 20% زمان خود براي انجام 80% كارهايتان استفاده كنيد
از طریق موس تایپ نمایید
با استفاده از این عملیات می توانید بدون نیاز به کیبورد و تنها از طریق موس تا یپ نمایید .روی Start که در پایین صفحه ی دسکتا پ شما قرار دارد یک کلیک نما یید د ر ستون باز شده روی گزینه ی Run یک کلیک بفرمایید در مستطیل ا ز شده عبارتOSK را تا یپ نمایید حا لا بر روی گزینه Ok کلیک فرما یید. خواهید دید که یک صفحه ی کیبورد با تما م امکانات بر روی صفحه ی دسکتاپ شما ظاهر می شود . یک صفحه ی Word با ز نما یید . با ا شا ره گر موس بر روی هر کلید ی که کلیک نمایید. عبارت همان کلید بر روی صفحه ی شما نمایان می شود


























زندگي را سرشار از عشق كنيد. ولي خواهيد گفت، "ما هميشه عشق مي ورزيم.
و من به شما مي گويم كه شما به ندرت عشق مي ورزيد.
شايد اشتياق عشق را داشته باشيد، ولي بين اين دو تفاوتي بس عظيم وجود دارد.
عشق ورزيدن و نياز به عشق داشتن دوچيز كاملاً متفاوت هستند.
بيشتر ما در تمام زندگي همچون كودكاني باقي مي مانيم، زيرا همه دنبال عشق هستند.
عشق ورزيدن چيزي بسيار اسرارآميز است و اشتياق عشق را داشتن چيزي بسيار بچه گانه.
كودكان خردسال عشق مي خواهند، وقتي مادر به آنان عشق مي دهد، رشد مي كنند.
آنان همچنين از ديگران نيز عشق مي خواهند و خانواده به آنان عشق مي دهد. سپس وقتي بزرگ شدند، اگر شوهر باشند، از زنانشان عشق مي خواهند و اگر زن باشند، از شوهرانشان عشق مي خواهند.و هركس كه خواهان عشق باشد در رنج است، زيرا عشق چيزي نيست كه بتوان آن را خواست.عشق را فقط مي توان داد. در خواستن عشق، تضميني وجود ندارد كه بتواني آن را به دست آوري.و اگر آن شخصي كه از او تقاضاي عشق داري، او نيز از تو انتظار عشق را داشته باشد، مشكل ايجاد خواهد شد.مانند ملاقات دو گدا است كه باهم و از هم، گدايي مي كنند.در تمام دنيا زنان و شوهران مشكلات ازدواج را دارند و تنها دليل آن اين است كه هردو از هم توقع عشق دارند، ولي قادر به دادن عشق نيستند.
قدري در اين مورد فكر كن __ نياز پيوسته تو براي عشق.
مي خواهي كسي دوستت داشته باشد و اگر عاشقت باشد، احساس خوبي داري.
ولي آنچه كه نمي داني اين است كه ديگري فقط به اين دليل دوستت دارد كه مي خواهد تو عاشق او باشي. درست مانند اين است كه كسي براي صيد ماهي طعمه بگذارد:
او طمعه را براي خوراك دادن به ماهي پرتاب نمي كند، براي صيد ماهي پرتاب مي كند.
او نمي خواهد آن خوراك را به ماهي بدهد، او فقط براي اين چنين مي كند كه آن ماهي را صيد كند .تمام افرادي كه در اطرافتان مي بينيد كه عاشق هستند فقط طعمه مي اندازند تا عشق به دست آورند .براي مدتي طعمه را مي اندازند، تا وقتي كه آن ديگري شروع كند به اين احساس كه امكان گرفتن عشق از اين شخص وجود دارد.
آنگاه او نيز قدري عشق نشان خواهد داد تا زماني كه به اين نتيجه برسند كه هردو گدا هستند!
آنان اشتباهي اساسي مرتكب شده اند: هريك مي پنداشته كه ديگري پادشاه است.
و به زمان خودش هريك تشخيص مي دهد كه هيچ عشقي از ديگري دريافت نمي كند،
آنگاه اصطكاك شروع مي شود .براي همين است كه زندگي زناشويي به نظر جهنم مي آيد، زيرا همه ي شما خواهان عشق هستيد، ولي نمي دانيد چگونه عشق بدهيد. اين اساس تمام دعوا هاست. تا زماني كه چيزي كه من مي گويم اتفاق نيفتد، رابطه ي بين زن و شوهر هرگز هماهنگ نخواهد شد، مهم نيست كه چقدر آن را تنظيم كنيد و چه نوع ازدواجي داشته باشيد و مهم نيست كه قوانين اجتماعي چه بگويند.
تنها راه بهتر ساختن رابطه اين است كه درك كنيد عشق چيزي دادني است و نمي توان آن را درخواست كرد .عشق را فقط مي توان داد. هرآنچه كه دريافت مي كني تنها يك بركت است، پاداش عشق ورزي نيست .عشق را فقط بايد داد و هرآنچه كه دريافت مي كني فقط يك بركت است، يك پاداش نيست .و حتي اگر هيچ چيز دريافت نكني، هميشه خوشحال هستي كه قادر به دادن عشق بوده اي .اگر زن و شوهر به جاي درخواست عشق شروع كنند به دادن عشق، زندگي مي تواند برايشان بهشت شود .و دنيا چنان اسرارآميز است كه اگر آنان از خواستن عشق دست بردارند و بيشتر عشق بدهند، عشق بيشتري دريافت خواهند كرد و اين راز را تجربه خواهد كرد








